راه و رسم برخورد درست با مصدومان

تروما ميتواند بر اثر تصادفات يا بيماريهاي جدي، آزمايشها و درمانهاي دشوار و دردناك اتفاق بيفتد. جراحات حاصل از عوامل خارجي متعدد (اعم از مكانيكي، شوكهاي الكتريكي، عوامل حرارتي، شيميايي، تشعشعي، تغييرات ناگهاني در فشار اتمسفر و ...) منجر به آسيب به ارگانها و بافتهاي بدن و اختلال در انسجام و عملكرد آنها ميشود. بلاياي طبيعي از جمله زمينلرزهها، سيلها، توفانها يا آتشسوزيها، ميتواند با خطر مرگ يا جراحات فيزيكي همراه باشد. علاوه بر اين، از دست دادن خانه و كاشانه، داراييها و اطرافيان ميتواند افراد را در معرض خطر مسائل سلامت ذهني و روحي قرار دهد.
همچنين انواع خشونتهاي موجود در اجتماع، جنگ، تروريسم و حوادثي مانند بمبها و تيراندازيها و تغيير مكانها و مهاجرتهاي اجباري نيز ميتواند موجب واكنشهاي استرسي شود و خطر مسائل فيزيكي و روحي را در بر داشته باشد. كودكان، قربانيان درگيري و مشكلات بين افراد خانواده، اختلافات بين والدين و از دست دادن يكي از آنها به دليل جدايي، مسائلي از قبيل خودكشي، مرگ يكي از والدين يا از دست دادن ساير اعضاي خانواده، هستند. به علاوه خشونت و بدرفتاري در محيط خانه و مدرسه، درگيري با همكلاسيها، غفلت از مراقبتهاي متناسب با سن كودكان (اعم از مالي، فيزيكي، تغذيهاي، دارويي يا آموزشي) و محروميتهاي اجتماعي ميتواند موجب آسيبهاي فيزيكي و اختلالات ذهني، روحي و رفتاري كودكان در آينده شود. از ساير تروماها، ميتوان به آسيبهاي مزمن (مانند اكثر بيماريهاي شغلي) اشاره كرد كه به طور مكرر و در طول زمان ادامه دارند و منجر به آسيبهاي تدريجي جسمي و روحي در افراد ميشوند. در اين ميان حتي گزارشهاي رسانهاي (اخبار، فيلم و...) نيز ميتواند بر سطح استرس شما اثر گذاشته و به كودكان آسيب برساند.
يكي از شايعترين جراحتهاي تروماتيك، آسيبهاي وارده به مغز (TBI) است كه هر ساله باعث مرگ و مير يا معلوليتهاي مادامالعمر افراد (حدود 7/1 ميليون نفر در سال) ميشود. شدت جراحتهاي مغزي نوع و محل آنها ميتواند تعيينكننده ميزان آسيب باشد. در جراحات باز سر، شكستگي جمجمه در اثر فشار يا سوراخشدگي آن توسط يك شيء اتفاق ميافتد كه ميتواند به عفونت منجر شود. جمجمه شكسته نميتواند به مدت طولاني از بافت آسيبپذير مغز كه در معرض آلودگيهاي ويروسي و باكتريايي قرار دارد، محافظت كند.
در آسيبهاي بسته مغز، فشارهاي شديد دوراني، تكانها و ضربات شديد به سر، باعث افزايش فشار درون جمجمعهاي و تورم مغز ميشود كه نه تنها به بافت مغز آسيب ميرساند، بلكه از رسيدن اكسيژن كافي و جريان خون به مغز جلوگيري كرده و ميتواند باعث كما يا مرگ مغزي شود. يكي ديگر از انواع آسيبهاي مغزي، شكستگي و تخريب فيبرهاي عصبي مانند آكسونهاست كه ميتواند از ارتباط سلولهاي عصبي با يكديگر و انجام فعاليتهاي مغز جلوگيري كند. در اين حالت نيز با محدود شدن جريان خون و اكسيژن در مغز، مرگ مغزي اتفاق ميافتد. در آسيبهاي مركزي مغز نيز كه بافت مغز در اثر اصابت يك شيء مانند گلوله آسيب ميبيند، تكههاي شكسته شده استخوان هم ميتواند بافت مغز را سوراخ كند و باعث آسيبهاي مركزي شود.
عوارض ناشي از انواع تروما
5 عارضه بزرگ ناشي از آسيبهاي جسمي شامل خونريزيها، نارسايي تنفسي، نارسايي كليوي، عفونتها و سندرم چندارگاني ميشود. ساير عوارض تروما، شامل عوارض مرتبط با درمان از جمله عوارض بيهوشي، درمانهاي مرتبط با راديولوژي و عوارض اقتصادي هستند.
تروماهاي فيزيكي با علائمي مانند بيخوابي يا كابوسهاي شبانه، بهتزدگي، افزايش ضربان قلب، دردها، خستگي، مشكل تمركز، اضطراب، عصبيت و انقباض عضلات همراه است. تروماهاي احساسي و رواني، عوارضي مانند شوك، عدم پذيرش يا بياعتمادي، عصبانيت، تحريك پذيري، نوسانات روحي، احساس گناه، شرم، خود را مقصر دانستن، ترس، غم و نااميدي، مشكل تمركز، كنارهگيري از ديگران و بهتزدگي به همراه دارند. آسيبهاي منجر به مرگ اغلب بين افراد 10 تا 44 ساله ديده ميشود و افراد 40 تا 60 ساله بيش از ديگران دچار افسردگي پس از بلايا ميشوند و تقريبا هميشه زنان بيش از مردان، از اثرات منفي رنج ميبرند.
در اين ميان برخوردهاي بين اعضاي خانواده يا از دست دادن حمايت در خانه، بهبود يافتن از اين اثرات را سختتر ميكند. شدت بلايا نيز واكنشهاي پس از آن را در افراد حادتر يا طولانيتر ميكند. در اين رابطه، افرادي كه مستقيما درگير آسيبها هستند و پس از آن كساني كه در تماس نزديك با قربانيان هستند، بيشتر در معرض خطر مشكلات روحي قرار دارند. گفتني است تروماهاي كودكي، خطر تروما در آينده افراد را افزايش ميدهد. تجربه تروما در كودكي ميتواند تاثير شديد و درازمدت داشته باشد. كودكاني كه در معرض انواع آسيبها قرار گرفتهاند، دنيا را محل جنگ ميبينند، چنانچه تروماهاي كودكي حل نشوند، احساس عجز و ناتواني و ساير عواقب تروما ميتواند تا بزرگسالي باقي بماند.
ضرورت درمان در اسرع وقت
درمان انواع صدمات ميتواند به 2 دسته تقسيم شود. در درمانهاي كوتاه مدت اورژانسي كه غالبا در مورد آسيبهاي فيزيكي صورت ميگيرد، شروع فوري درمانهاي پزشكي (با توجه به نوع آسيب)، كمكهاي اوليه و مراقبتهاي پيشگيرانه، استفاده سريع از واحدهاي آمبولانس براي بيماران سرپايي و رساندن بيماراني كه نياز به بستري شدن دارند به بيمارستانها ميتواند براي پيشگيري از عوارض شديدتر تروما موثر واقع شود. عوارضي از جمله معلوليتها و مرگ و مير افراد، بخصوص كساني كه در سنين جواني قرار دارند، از لحاظ اقتصادي نيز حائز اهميت است. علاوه بر اين، يك درمان سريع و موثر اورژانسي ميتواند به بيمار كمك كند تا با شوك اوليه و درد يك واقعه بهتر كنار بيايد و شانس بيشتري براي درمانهاي بعدي داشته باشد.
كلينيكها و مراكز درماني نقش مهمي در اين مرحله از درمانها بهعهده دارند. در اين رابطه، اقداماتي مانند سپردن هرچه سريعتر بيماران با آسيبهاي مختلف به بخشهاي مربوطه از جمله بيماران با آسيبهاي مغزي به بخش نوروافتالمولوژي (اعصاب مرتبط با چشم)، بيماران با آسيبهاي سيستم حركتي به واحدهاي تروماتولوژيك و افراد با آسيبهاي حاد به بخش مراقبتهاي ويژه و نيز كمكرساني توسط واحدهاي آتشنشاني در سوختگيها ميتواند بسيار حياتي باشد.
در درمانهاي درازمدت، غالبا در فرآيند بازسازي يك زندگي امن براي افرادي كه مورد آسيبهاي حاد فيزيكي و احساسي قرار گرفتهاند، علاوه بر درمانهاي فيزيكي و دارويي، رواندرماني و رفتاردرماني مدنظر قرار ميگيرد؛ زيرا اگر اين بيماران نتوانند پس از يك واقعه فاجعهآميز با احساساتي مانند شوك، غم، درد، ترس و غيره كنار بيايند، عواقب ناشي از تروما ميتواند با يادآوري دائمي خاطرات آزاردهنده و كابوسهاي شبانه، در سراسر زندگي آنان منعكس شود.
از تروما پيشگيري كنيد
برخي از تروماها از جمله تروماهاي ورزشي، با رعايت اصولي قابل پيشگيري هستند. لازم به ذكر است انواع آسيبهاي ورزشي شامل پيچخوردگيها و كوفتگيهاي عضلات، پارگي رباطها و تاندونها و شكستگي استخوانهاست. در اين رابطه بهتر است پيش از فعاليتهاي ورزشي، نرمشهاي كششي (كشش تاندونهاي آشيل، پشت زانو و عضلات چهارسر ران) را انجام دهيد، اما پرش نكنيد. بسته به نوع ورزش از تجهيزاتي مانند مچبند، زانوبند، كلاه ايمني، همچنين كفشهاي مناسب كه ضربهگير باشند، استفاده كنيد. از دويدن روي سطوح سخت مانند آسفالت و بتن اجتناب كنيد. دويدن در سربالاييها نيز ممكن است بر تاندون آشيل و پاها فشار وارد كند. سعي كنيد سطح متعادلي از ورزش را در تمام طول هفته حفظ كنيد و آن را تنها به يك يا 2 روز در هفته (با فعاليت زياد) اختصاص ندهيد. به خاطر داشته باشيد هنگام چرخاندن زانوها، آنها را بيش از 90 درجه نچرخانيد و سعي كنيد هنگام پرش، با زانوهاي خميده به زمين نياييد. نكته مهم ديگر اينكه پس از ورزشهاي سخت، بلافاصله بدنتان را سرد نكنيد و اجازه دهيد نبضتان با پيادهروي يا دوي آهسته به مدت 5 دقيقه بتدريج پايين بيايد.
لازم به ذكر است كودكان در برابر آسيبهاي ورزشي حساسترند. زمينهاي ورزشي و نيز باشگاههاي ورزشي ناامن و نامناسب يا دروازههاي فوتبال ناامن و غيره ميتواند باعث آسيبپذيري كودكان شود. اگر متعاقب يك آسيب ناگهاني، وضعيت غيرعادي در دستها يا پاهاي كودك و درد شديد در آنها مشاهده شود، بايد كودك را بلافاصله به مراكز درماني رساند. همچنين اگر علائم ديرپايي در كودك ديده شود كه بر عملكردهاي ورزشي او تاثير ميگذارد نيز بايد تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گيرد. براي پيشگيري از افزايش آسيبها، ورزشها بايد با توانايي كودكان از لحاظ جسماني متناسب باشد. در مورد پيشگيري از تروماهاي شغلي در مشاغل پرخطر مانند كار در معادن، راهآهن، كارهاي ساختماني، كار با وسايل موتوري، ماشينهاي صنعتي و كار در ارتفاع، استفاده از روشهاي ايمنكاري و بهكارگيري مواد و تجهيزات نو و ايمن ميتواند كمككننده باشد.
فروغ فلاحزاده
