بسياري از ما که با فناوري اطلاعات سروکار داريم، از مزاياي کسبوکار الکترونيکي و نيز تجارت الکترونيکي بهخوبي آگاهيم و همچنين ميدانيم که عدمبرقراري آن در سطح جامعه چه زيانهايي را براي تکتک افراد بهوجود ميآورد. روشن و بيتعارف بگوييم، جامعه ما هنوز در راه الکترونيکي شدن، با استانداردهاي دنيا فاصله بسيار دارد و همه ما هر روز داريم هزينه اين جاماندگي را خواهناخواه ميپردازيم.
مزاياي کسبوکار الکترونيکي براي جامعه
فقط براي يادآوري، يکبار ديگر فهرستوار برخي از مزاياي الکترونيکي شدن کسبوکار در جامعه را برميشماريم:
کاهش هزينههاي تمامشده براي کالاها و خدمات، بهدليل حذف واسطهها، کاهش هزينههاي اداري و افزايش گستره مخاطبان و مشتريان (تا سطح جهاني)
ارائه بسياري از خدمات دولتي و غيردولتي بهصورت شبانه روزي و بدون تعطيلي
انجام کارها بدون نياز به حضور فيزيکي و ارتباط چهرهبهچهره دوسوي کار يا معامله و در نتيجه پايين آمدن هزينههاي رفتوآمد کارگزاران و شهروندان و کاهش ترافيک شهري و آلودگيهاي محيطي
امکان کار در منزل يا مکان دلخواه ديگر در برخي از مشاغل و در نتيجه امکان انجام دو يا چند کار بهطور همزمان (مانند خانهداري يا نگهداري از فرزند در کنار انجام شغل اداري)
- کاهش جرائم اداري (رشوهخواري و پارتيبازي) و رعايت عدالت در انجام کارهاي ارباب رجوع، بهدليل ارتباط مجازي بين افراد
افزايش رضايتمندي شهروندان از زندگي خود بهدليل افزايش نقدينگي و زمان براي صرف در امور تفريحي و سرگرمي
و بسياري موارد ديگر که ذکر آنها به درازا ميکشد و در منابع گوناگون مرتبط با کسبوکار الکترونيکي همواره ذکر ميشود. تازه اينها برخي از مزاياي کسبوکار الکترونيکي هستند و در جامعه نوين امروزي، تحقق آموزش الکترونيکي، دولت الکترونيکي و جنبههاي ديگر زندگي، سرانجام محيط يک شهروند را به شهر الکترونيکي ايدهآل ميرساند.
چه کسي مسوول چه چيزي است؟
اما در حقيقت مساله و مشکل اصلي برقراري جامعه الکترونيکي در کشور خيلي به ما دستاندرکاران فناوري اطلاعات برنميگردد؛ زيرا کارهايي هست که اصولا از عهده ما خارج است و کساني ديگر بايد همت کنند و آنرا پيش ببرند.
براي روشنتر شدن موضوع افراد يک کشور را براي دستيابي به جامعه الکترونيکي به 3 دسته تقسيم ميکنيم:
1- بخش دولتي
بهويژه در کشوري مانند کشور ما که امورات آن بهشدت دولتي است و بخش خصوصي قدرت چنداني در تصميمسازي و تصميمگيري و حتي اجراي کارها ندارد، دولت نقش حساستري را برعهده دارد.
مهمترين وظيفه دولت ايجاد زيرساختهاي مخابراتي گسترده، امن و سريع براي افراد و سازمانهاست. البته کشور ما معمولا هم از نظر کيفيت و هم از نظر قيمت، معمولا جزو پنجشش کشور آخر دنيا جاي ميگيرد. جالب است بدانيد که قيمت امروز اينترنت در ايران 330برابر ژاپن است و حتما عبارت شگفتانگيز «سرعت 128 کيلوبيت برثانيه براي کاربران خانگي کافي است» را که بارها از سوي مسوولان دولتي ذکر و البته اجرا شده را بهياد ميآوريد.
ناگفته نماند که امروزه کشورهاي پيشرفته دنيا يکي پس از ديگري، ارائه اينترنت پرسرعت (دستکم 2مگابيت بر ثانيه) با هزينه ناچيز (و حتي رايگان) را جزو حقوق بديهي شهروندي بهشمار ميآورند که دولت موظف به فراهمآوري آن براي شهروندانش است.
وظيفه ديگر دولت تهيه چارچوبها و تنظيم مقررات منسجم، فراگير و اجراپذير است. تا هنگامي که شهروندان به ارائه خدمات الکترونيکي اعتماد پيدا نکنند، بهطبع چندان هم کارهايشان را بهسوي الکترونيکي شدن پيش نميبرند.
بهواقع آيا شما جرات ميکنيد که با توجه به اين اوضاع خدمات تلفن همراه در کشور که با همان آنتندهي نامرغوب و انواع نويز و اختلالات آن مبلغي را بهصورت «بانکداري موبايلي» انتقال دهيد؟ و آيا ميدانيد که در صورتي که وسط انجام تراکنش شما سيستم قطع شد چه بر سر پول شما ميآيد؟ و اگر به هر دليلي مشکلي براي پول شما بهوجود آمد، دقيقا با چه کسي طرف هستيد؟
فرهنگسازي براي استفاده شهروندان براي بهکارگيري خدمات الکترونيکي در سطح کلان نيز از وظايف دولت است. زيرا با توجه به اينکه معمولا در جهان دولتها منتخب مردم هستند، شهروندان به بخش دولتي بيش از مديران يک بانک يا شرکت خصوصي اعتماد دارند و توصيههاي آنان را بهکار ميبندند.
البته در کشور ما اين امر گاه با سياستهاي تنبيهي همراه است. براي نمونه قوانيني تدوين شد که در صورتي که شخصي بخواهد قبوض آب و برق خود را مانند گذشته از طريق مراجعه حضوري به بانک بپردازد، بايد مبلغي را نيز جهت انجام تراکنش بانکي هزينه کند.
2- دستاندرکاران فناوري اطلاعات
در شرايط امروزي، مهمترين وظيفه دستاندرکاران فناوري اطلاعات در کشور، بهويژه آنها که به نشر اطلاعات (از طريق مطبوعات، وبسايتها و وبلاگها يا راديو و تلويزيون) ميپردازند، فرهنگسازي و تشويق شهروندان به استفاده از خدمات الکترونيکي است. اينکه شهروندي را متقاعد کنيم که بهجاي انجام کارها بهصورت سنتي، از روشهاي الکترونيکي استفاده کند، کار چندان دشواري نيست، زيرا انسان ذاتا موجودي اقتصادي است و همواره ميل بهپيشرفت دارد. تنها شرط کار اين است که پيشتر امتيازات اين کار را براي وي روشن کرده و حداقل آموزشي به وي داده باشيم (وظيفه اصلي رسانهها) و البته سوءظن او نسبت به امنيت تراکنشها و اعتبار کارها برطرف شده باشد (وظيفه دولت و شرکتهاي بزرگ).
ديگر وظيفه مهم دستاندرکاران رسانه و فناوري اطلاعات، تحليل و نقد کيفيت خدمات موجود است. از آنجا که معمولا براي ارائه خدمات الکترونيکي بيش از يک اپراتور يا عامل وجود دارد، کيفيت سرويسهاي ارائهشده توسط آنها بايد همواره زير نظر کارشناسان امر قرار گيرد و نتايج و نظرات ايشان هم در دسترس شهروندان باشد.
3- شهروندان
در اين ميان شهروندان وظيفهاي بسيار مهم و البته بسيار ساده دارند و آن همراهي با فناوريهاي روز است که معمولا هزينههايشان را کاهش ميدهد و راحتي را برايشان به ارمغان ميآورد. همين چند سال پيش که خدمات تلفن همراه تازه در کشور برپا شده بود، بسياري با شک و ترديد به آن مينگريستند و برخي نيز آنرا بهعنوان يک کالاي لوکس قلمداد ميکردند؛ اما امروزه ديگر در دست هر کس که اراده کرده باشد، يک گوشي موبايل جا گرفته است.
همين تلفن همراه موجب تحولات اجتماعي در سراسر جهان شده و بسياري مشاغل را از بين برده و برخي ديگر را افزوده و بسياري را هم دگرگون کرده است. با همين ابزار ساده بسياري از مديران و صاحبان مشاغل بينياز از منشي و دفترکار و در نتيجه هزينههاي آن شدهاند و افراد بهصورت شبانهروزي در دسترس هستند و البته با پيشرفت فناوري سختافزاري و نرمافزاري گوشيها، هميشه يک کامپيوتر کوچک را هم در کنار خود دارند.
استفاده از خدمات الکترونيکي هم چيزي جز اين نيست. فقط کسي که به آن اعتماد کرده باشد و چندباري طعم رتقوفتق اموراتش را بهصورت الکترونيکي چشيده باشد، ارزش آنرا درمييابد و ديگر هم حاضر نيست که به روشهاي کهنه سنتي بازگردد.
برخي از شهروندان سالخورده يا با تحصيلات پايين ممکن است بگويند که انجام کارهاي روزانه بهصورت الکترونيکي، براي آنان دشوار است.
اين ادعا پذيرفتني نيست و دليل اين ناتواني يا تنبلي، مسووليتناپذيري يا عدمتصميم جدي ايشان براي انجام اين کار است، يا اينکه آموزش درست و موثري براي آنان پيشبيني نشده. حقيقت اين است که روشهاي انجام کارهاي متداول بهصورت الکترونيکي، چنان طراحي و پيادهسازي شدهاند که يک شهروند با بهره هوشي پايينتر از متوسط و با حداقل مهارتهاي زندگي نيز بتواند از پس آن برآيد. اين بدان معناست که اشخاصي که انجام اينگونه کارها را براي خود دشوار ميپندارند، همزمان خود را جزو افراد استثنايي از نظر توانايهاي ذهني دستهبندي کردهاند.
جمع بندي
اين درست است که فراهمآوري زيرساختهاي مخابراتي و امنيت اطلاعات در کشوري مانند کشورما وظيفه دولت است و رسانههاي مرتبط با فناوري اطلاعات بايد در گسترش فرهنگ شهر و جامعه الکترونيکي بکوشند، اما تکتک شهروندان نيز موظفند در کاربري مظاهر الکترونيکي بکوشند.
فراموش نکنيم که با پيدايش هر يک از جنبههاي الکترونيکي، ممکن است کار با آن اندکي سخت يا غيرقابل اطمينان به نظر برسد، اما اين مرحله آغازين است و با رواج و گسترش آن، مشکلات کاهش خواهد يافت. اما تا زماني که حتي يک نفر در جامعه باشد که تمايلي به استفاده از روشهاي الکترونيکي (در مقابل روشهاي سنتي) نداشته باشد، تاوان و هزينههاي آن را تکتک شهروندان بايد بپردازند.
اميرشهاب شاهميري